محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1461

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

فتحعلى خان برادرزادهء او به حوالى اصفهان راند و آقا خان قوانلو به سيلاخور رفت و فرمان همايون عزّ نفاذ يافت كه هرجا حسينقلى خان را به دست آرند مأخوذ دارند و به آستان مبارك روانه سازند - هم در اين اوان ابراهيم خان عمزادهء خاقان به دربار جلالت‌آثار سپهرنشان آمد و نواب امير كبير سليمان خان اعتضاد الدوله از سبزوار و نيشابور با عباس ميرزا برادر نادر ميرزا ابن شاهرخ بن رضا قلى ميرزا به حضور همايون تشرّف جستند و عبّاس ميرزا را نادر ميرزا به رسم گروگان فرستاده بود - نيز در اين اوان اعليحضرت خاقان كشورستان حضرت نايب السلطنه وليعهد عبّاس ميرزا را با ميرزا محمد شفيع صدراعظم در دار الخلافهء طهران متقلّد مهام ملكى فرموده و موكب اعلى در دويّم ربيع الثانى از طهران عزيمت اصفهان فرمود و حاجى محمّد حسين خان بيگلربيگى اصفهان از نائين به چاپارى به نطنز آمده در اينجا به تقبيل ركاب معلّى فايز گرديد - حسينقلى خان چون از حركت اردوى همايون خبردار شد به جانب كرمانشهان شتافت و اختلالى در امور و اوضاع او بهمرسيده محمّد قاسم نام كه محرّك حسينقلى خان بود به بغداد فرار نمود ، و حسينقلى خان كه راه رفتن عراق عرب را بر او بسته بودند نادم و پشيمان در قم به بقعهء مباركهء حضرت معصومه سلام اللّه عليها پناه برد . اعليحضرت خاقان كشورستان به جانب قم عطف عنان فرمودند ، حسينقلى خان شمشير به گردن ، گريان ، در صحن مقدّس به حضور مهر ظهور خاقان آمد و پس از اظهار ندامت و طلب عفو و استكانت استدعاى اقامت و توقّف در قم نمود . اعليحضرت همايون او را مرخّص و مأذون فرمودند و موكب منصور به قصد معاودت به دار الخلافه نهضت‌فرما گشت - هم در اين اوان اعوان و انصار حسينقلى خان را از هر ناحيه و مكان گرفته مغلولا به آستان جلالت بنيان فرستادند و هريك به قدر جرم و جنايت دوچار عقوبت و سياست شدند . پس از چندى به شفاعت ميرزا ابو القاسم مجتهد گيلانى از علماى معروف حسينقلى خان به دزاشوب شميران آمده در اينجا متوقّف گشت و آخر الامر به واسطهء خودسرى جهان‌بين خود را بدرود نمود و در دزاشوب به عبادت مشغول بود تا دست اجل نقد حيات او را درربود - هم در اين ايّام اللهيار خان قليجى حاكم سبزوار به ملازمان حضرت نايب السلطنه وليعهد دولت عليّه عباس ميرزا متوسّل شده